افرادی‌که روحی زنده و پرتحرک دارند

  • نام نویسنده
  • تاریخ
افرادی‌که روحی زنده و پرتحرک دارند

اگر شخصی از شما بپرسد که گرانبهاترین دارایی شما کدام است؟ پس از اندکی تفکر، احتمالاً در پاسخ خواهید گفت: روح من.

هنگامی‌که روح آدمی ناسالم باشد، داشتن جسم سالم چه اهمیتی دارد؟ این است که رفتار برخی از مردمان که به جسم خود بیش از روح خویش ارج می‌نهند، به‌نظر ما شگفت می‌آید؛ هر چند که روح و جسم به‌یکدیگر مربوطند. جسم را می‌توان با ورزش تقویت‌کرده و سازگار ساخت. لیکن باید دید که روح را چگونه می‌توان اداره کرد؟ روح را چگونه می‌توان پرجنب و جوش و مستعد از آب درآورد؟

شاید جواب این پرسش‌ها فقط یک کلمه باشد و آن نیز کلمه «تحریک» است. ولی باید دید این تحریک را چگونه می‌توان به روح ارزانی داشت.

همانطوری‌که مسیر این تحریکات از راه حواس به روح می‌رسد (از راه چشم، از راه گوش و غیره) مخصوصاً از راه دیدن، هرچه بیشتر خودمان را عادت بدهیم که بهتر ببینیم و به تجربیات درمورد اجسام و اشخاص توجه و دقت کنیم، به همان اندازه روح خود را بیشتر تحریک کرده‌ایم.

زمانی‌که مسافرت می‌کنیم یا به‌گردش می‌رویم یا روی صندلی می‌نشینیم، اینها همگی موضوعاتی هستند که روح ما آنها را ضبط می‌کند. لیکن ما باید خودمان را عادت بدهیم تا از روی عمد به اجسام و اشخاص نگاه کنیم و در آنها کنجکاوی نماییم تا دست‌آخر سبب شویم که مشاهدات ما به‌طور واقعی در روحمان تاثیرکنند.

پرسش‌هایی از این قبیل که اینک چه می‌بینم؟ چه می‌شنوم؟ چه حس می‌کنم یا چه بویی به مشامم می‌رسدو یا اینکه دهانم چه مزه‌ای دارد؟ موجب می‌شود که روح ما همیشه آماده و گوش به زنگ باشد.

تمرین مفید دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که در ریزبینی دسته، گروه یا طبقه‌ای از اشیاء و موجودات تخصص پیداکنیم. برای مثال هرجا درخت یا حشره یا ابر یا گل وحشی و یا پرنده‌ای دیدیم، در آن دقت‌کنیم به‌طوری‌که در هر کدام از این طبقات اجسام و موجودات، صاحب‌نظر و صاحب دیدشویم.

بدنیست گاه‌گاهی شخص از خود بپرسد «آیا من تماشاگر ماهری هستم یا خیر»؟

دومین تمرین برای داشتن یک روح آگاه و گوش‌به‌زنگ و زنده، این است که پرسش‌هایی را از خود یا از دیگران نماییم؛ زیرا پرسش روح را تحریک می‌کند تا برای دادن پاسخ تقلانماید و پاسخ‌هایی که دیگران به پرسش‌های شما می‌دهند نه تنها به معلومات شما اضافه خواهدکرد، بلکه موجب می‌شود تا پرسش‌های جدیدتری از آنها نموده و درنتیجه دایره پرسش و پاسخ می‌چرخد و روحتان را پیوسته درحال آماده‌باش و زنده نگاه می‌دارد.

برای اینکه پرسش‌کننده خوبی باشید باید با کلمات پرسشی‌ مانند چرا؟ که؟ کجا؟ و چگونه مانوس‌شده و خو بگیرید. هیچگاه از ‌پرسش‌کردن وحشتی نداشته باشید. بسیارند اشخاصی‌که از پاسخ‌دادن به پرسش‌‌های شما خوشحال می‌شوند. چه این پرسش‌‌ها فرصتی است برای آنها که معلومات خودشان را نشان بدهند و درنتیجه احساس زندگی نمایند و در دل از اینکه پرسش‌ کرده‌اید از شما ممنون و متشکر خواهندشد.

تصورنکنید که این فقط شمایید که می‌خواهید به ‌پرسش‌کردن عادت کنید، خیر! لئوناردو داوینچی هنرمند بزرگ ایتالیایی پیوسته پرسش‌‌های زیر را با خود و با دیگران مطرح می‌ساخت:

«بقایای جانوران دریایی چرا در کوه‌ها پیدا می‌شوند؟ پرندگان چگونه می‌پرند؟ علت وجودی ابر و باد کدام است؟ قلب چگونه خون را به بدن می‌رساند؟ بچه چگونه در رحم زندگی می‌کند؟

لئوناردو داوینچی این نوع پرسش‌‌ها را با خود مطرح می‌ساخت و سپس می‌کوشید که به آنها جواب بدهد. دانشمندان، کاشفان و مخترعین نیز افرادی هستند که پیوسته پرسش‌‌هایی از خود می‌کنند و سپس می‌کوشند تا به آن پرسش‌‌ها پاسخ بدهند.

درمیان دوستان و آشنایان خودتان نیز هستند افرادی‌که در زمینه‌های برق، باغبانی، مکانیکی، مهندسی، داروسازی، خیاطی و غیره تخصص دارند و اگر بتوانید پرسش‌های جالبی از آنها درمورد کارشان بپرسید، یکباره می‌بینید که گفت‌وشنود دلپذیری میان شما و آنها درگرفته است که هم به معلوماتمان اضافه خواهدشد و هم اینکه روحتان آمادگی پیدانموده و تروتازه می‌گردد.

سومین شیوه برای زنده نگه‌داشتن روح این است   که بررسی‌کنید. خواندن، یکی از بهترین تجربیاتی می‌باشد که با آن روحتان را با بزرگی صیقل می‌دهید و به عبارت  دیگر روحتان را در معرض تاثیر شخصیتی می‌گذارید که خوب دقت می‌کند و عمیقاً حس می‌نماید و به روشنی می‌اندیشد. آشکار است که نتیجه این تماس و تاثیر برای روحتان بسیار مفید می‌باشد.

نکته مهم این است که باتوجه به فراوانی کتاب، انتخاب  کتاب خوب موضوع مهمی می‌باشد.

باید رفته‌رفته این قدرت را در خود پرورش دهیم که بهترین کتاب‌ها را انتخاب نماییم و زمانی می‌توانیم بهترین کتابها را انتخاب‌کنیم که بهترین کتاب‌ها را بررسی کرده باشیم.

بعضی از ما مطالب نویسندگان قدیمی را در وهله اول مشکل تصور می‌کنیم. البته در بسیاری از موارد برای اینکه بتوانیم از هنرها لذت ببریم باید با تمرین و پشتکار و استقامت، ذوق خودمان را پرورش بدهیم. آشکار است که ادبیات نیز از جمله هنرها بوده و برای درک ادبیات، به جد و جهد احتیاج داریم.

اشخاصی‌که این کتاب‌ها را به‌وجود می‌آورند، مردمان مستعدی هستند که نمی‌توانند سطح آثار خود را از حدی پایین بیاورند و ما اگر می‌خواهیم از سِرّ زندگی و استعداد روحی آنها بهره برگیریم باید اندکی به‌خودمان زحمت بدهیم. پس از همین امروز تصمیم بگیرید که برنامه‌ای برای بررسی خودتان ترتیب بدهید. هر روز نیم ساعت تا یک ساعت از وقت خودتان را صرف مطالعه کنید. بدین ترتیب هرسال قادر خواهیدبود تا۴۰جلدکتاب بخوانید.

چهارمین وسیله تحریک روح این است که برای خودتان یک سرگرمی دست‌و‌پا کنید، زیرا داشتن سرگرمی اصولاً هم فال است و هم تماشا. اگر بتوانید گاه‌گاهی نیز این سرگرمی را عوض نمایید، کار بدی نکرده‌اید.

سعی نکنید که یک سرگرمی ساده و آسان برای خودتان درنظر بگیرید، زیرا سرگرمی هرچه مشکل‌تر باشد، به‌همان نسبت فکرتان را بیشتر تحریک خواهدکرد. منظورم از سرگرمی این است که برای مثال نجاّری کنید، عکس بگیرید و ظاهرکنید، تصویربکشید، قفسه کتابخانه بسازید، کتاب صحافی کنید و از این قبیل. در ایران قدیم رسم بود که نخبگان بچه‌های خود را به انجام یکی از این سرگرمی‌ها یا به اصطلاح آنها هنرها تشویق می‌کردند.

پنجمین راه تحریک فکر این است که تحصیل‌کنید. آشکار است که هرچه بیشتر مغزتان را وادار به‌کار نمایید، مغزتان به همان نسبت بهتر کارخواهدکرد. تحصیل جدی موجب خواهدشد تا روح یعنی این ارزنده‌ترین دارایی‌ شما، در شرایط بسیار مساعدی قرارگیرد.

چه ایرادی دارد که برای مثال شما چندسالی از عمر خود را صرف تحصیل مکانیکی اتومبیل و یا فراگیری یک زبان خارجی و یا یادگرفتن یکی از هنرها بنمایید؟

بدین‌ترتیب، نه تنها به معلومات خود خواهید افزود و به زندگی خود فضا و جلوه دیگری ارزانی خواهیدداشت و دنیایی را که در آن زندگی می‌کنید بهتر خواهید شناخت، بلکه در زنده نگاهداشتن روح خود نیز خواهیدکوشید.

از خاطرات احیاناً ناخوشایندی که در روزگار تحصیل در مدرسه ابتدایی داشته‌اید، وحشت نکنید.زیرا اگر اینک بالغ شده‌اید تصمیم بگیرید که به‌طورجدی در یکی از رشته‌هایی که برشمردم تحصیل کنید؛ آنگاه مشاهده خواهیدکرد که با عزم راسخ به بسیاری از آرزوهایی که درگذشته قادر به انجام آن نبودید، خواهید رسید.

فراموش نکنید که قدرت و استعداد شما بیش از آن چیزی است که تصورش را می‌کنید.

ژولپوس هاکسلی، زیست‌شناسی انگلیسی می‌نویسد: «این‌نکته دیگر بدیهی و آشکار است که قسمت اعظم نیروهای دفاعی آدمیزادگان همچنان بی‌حاصل باقی می‌ماند و هیچگاه مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.»

ولی شما تصمیم‌بگیرید که برخلاف گفته این دانشمند از جمله افرادی باشید که از تمام استعدادهای خود استفاده می‌کنند.

ششمین روش برای تحریک روحی خویش، همانا گفت‌وشنود به‌طور گروهی می‌باشد. در تورات آمده است که همانطوری‌که آهن، آهن را تیز می‌کند، ارتباط ذهن‌های ما موجب آمادگی بیشتر یکدیگر می‌شوند. به‌عبارت دیگر گفت‌وشنود با همنوعان، سبب تحریک دماغ (روح) می‌گردد.

اگر شخصی شما را مسخره کند و یا  کلاه‌ سرتان بگذارد نیز می‌شود گفت که ذهنتان را تحریک‌کرده است. البته گفت و شنودهای جدی با افراد، بیشتر موجب تحریک و تیزشدن ذهن می‌شوند.

برای اینکه در گفت‌وشنود جالب جلوه کنیم، باید عادت کنیم تا به ابراز عقاید دیگران به دقت گوش دهیم و درمورد گفته‌های آنان پیش‌داوری ننماییم. در بیان عقاید خود در جمع نباید آنچنان شتاب به خرج دهیم که نظرات دیگران از مدنظر بیافتد و یا مجال توجه به آنها دست ندهد.

گفت و شنود دسته جمعی آنقدر شیرین است که وقتی بدان خوگرفتید، با خود خواهید گفت که چرا زودتر به ‌انجام اینکار اقدام نکرده‌اید.

بالاخره هفتمین راه تیزکردن ذهن و تحریک فکر این است که دفتر خاطراتی برای خودتان ترتیب بدهید. این‌کار در وحله اول مشکل می‌باشد، ولی همین‌که شروع کردید خاطرات خودتان را هر روز در کتابچه‌ای بنویسید، آنگاه متوجه خواهیدشد که چقدر این کار برایتان آسان است.

همین‌که شخص بکوشد تا حوادث روز را به یادش آورد و سپس آن را روی کاغذ بنویسید، نه تنها موجب توسعه حافظه می‌شود بلکه به قدرت نویسندگی و فکری فرد نیز کمک می‌کند.

چند روزی که گذشت، متوجه خواهیدشد که چقدر به آمادگی ذهنی شما افزوده شده است.

خودتان را عادت بدهید که خوب ببینید و پرسش‌‌های جالبی از خود و دیگران بکنید. هر روز دقایقی را به بررسی تخصیص بدهید. یک سرگرمی تازه و به‌نسبت مشکل برای خودتان دست و پا کنید. در رشته‌ای از فنون و  علوم و یا هنر، به تحصیل جدّی بپردازید. با دوستان خود گفت‌وشنودهای گرم و جدّی داشته باشید و بالاخره خاطرات روزانه‌ خود را در دفتری گردآورید.

هنگامی‌که ذهن تیز و روحی آماده پیداکردید، اجر تمام زحماتی‌که در راه به دست آوردن آن تحمل کرده‌اید را خواهید دید؛ روح آگاه، زندگی را غنی و شیرین می‌سازد... 

نویسنده: دکتر فریدون ضرغام - روانپزشک

تعداد بازدید : 259

ارسال نظر

سوال امنیتی : مجموع دو عدد 3 و 1 =